پخش خودکار ویدیوی بعدی :

راز جایگاه ویژه حضرت ابوالفضل العباس(ع)

۳۰۵ بازدید
منتشر شده در

تولید: بیان معنوی
مدت زمان: 04:01 دقیقه​​
منبع: 97/12/02 - حسینیه نارمک

همه چیِ کربلای اباعبدالله الحسین بود عباس.
یعنی کسی دستش قطع بشود یک دفعه‌ای این‌جوری می‌شود؟ اینکه نیست که! ضربه کجای بدن بخورد که تعیین‌کننده نیست. شدت زور و بازو هم که تعیین‌کننده نیست. چیست یک دفعه‌ای اباالفضل العباس را از بقیه این‌قدر ممتاز می‌کند؟ نیّت! فکرش توی جهان بوده.
می‌دانید نیّت اباالفضل العباس چی بوده که به اینجا رسیده؟ نجات همۀ عالم. اصلاً کمتر هم نمی‌خواسته! پیش امام حسین ایستاده بوده و یک هفتاد و دو نفر یار می‌دیده و یک چهار تا خیمه و یک سی هزار تا دشمن، ولی فکرش توی جهان بوده، جهان بشریّت. بزرگ بوده. من اصلاً بعید نمی‌دانم روز عاشورا در فکر فرج بوده. در فکر ظهور بوده. مشکلات کوچک او را درگیر نکرده. حالا یک گوشۀ نیّت‌های اباالفضل العباس را ببین. معلوم است ما شهید هم بشویم نمی‌رسیم به اینجا. خیلی سخت است. کسی این‌قدر روی نیّت‌های خودش کار کرده. تنها کسی که آمد این‌جوری از آقا امام حسین(ع) تقاضای میدان کرد اذن میدان گرفت اباالفضل العباس(ع) بود. گفت آقا! من دیگر خسته شدم از این منافقین. اجازه بده بروم انتقام بگیرم.
یک گوشۀ دلتان همیشه نیّت نابود کردن دشمنان دین باشد. اَ کی! من اینها را نابود کنم. اَ کی! یک ضربۀ محکمی بزنم بهشان، ای خدا اگر بشود من! این نیّتی که شما علیه آنها داری خیلی تطهیر کننده و بالا برنده است. زیارت عاشورا را ببین چقدر لعن دارد. چرا فقط آنجایی که می‌خواهیم سلام بدهیم با همۀ وجود بگوییم؟
می‌دانید نیّت اباالفضل العباس چی بوده که به اینجا رسیده؟ نجات همۀ عالم. نفرت از دشمنان. این جزو نیّت‌های ما باشد. آن روایت را در مورد امام جواد(ع) شنیدید دیگر؛ حضرت دست به زمین می‌کوبید هی می‌فرمود می‌کشم، آتش می‌زنم. فرمود عزیز دلم چی را؟ کی را؟ چی‌کار داری می‌کنی؟ کجایی الآن؟ عرضه داشت اویی که آمد درِ خانۀ مادرم فاطمۀ زهرا را آتش زد. این یعنی مادر ما رفت بین در و دیوار گفت قصۀ پر غصۀ من به بچه‌هایم می‌رسد، این بچه‌های من کینۀ دشمنان من می‌رود توی سینۀ‌شان رشد می‌کنند. هزینه کرده خدا بین در و دیوار برای دل‌های نورانی شما. این بیاید کوچۀ بنی‌هاشم این درِ سوخته را ببیند، این دیگر از این کوچه بیرون نمی‌رود.
می‌فرماید اگر کسی آرزو نکند که یک روزی دست به شمشیر ببرد دشمنان را قطعه قطعه کند، کسی این آرزو را نکند از دنیا برود، به شعبه‌ای از نفاق رفته.

دیدگاه

تا کنون برای این ویدئو دیدگاهی نوشته نشده است.