نقد فیلم "روزهای نارنجی" آرش لاهوتی در برنامه "هفت" با حضور "مسعود فراستی"

۹۸ بازدید
منتشر شده در
  • cloud_download

    دانلود

  • comment ۱

    دیدگاه

  • ۱

    نمی پسندم

  • می پسندم

۱ دیدگاه

  1. داود داودی
    داود داودی 8 ماه قبل
    در هیچ کشوری در دنیا، ایراد گیرانِ هنری (منقدین) اینگونه بیرحمانه و پرخاشگرانه و گاهی حتی بی ادبانه با هنرمندان
    خودشان رفتار نمیکنند. من فیلم [روزهای نارنجی] از آقای آرش لاهوتی را در جشنواره مانهایم- هایدلبرگ دیدم. فیلم
    بسیار زیبا و تاثیر گذار است. فضای فیلم یکدست و فوقعالاده متقاعد کننده است. ایرادهای این آقایان محترم به جز کیفیت فیلمبرداری که میتوانست کمی بهتر باشد، بی اساس و حتی میتوان گفت گاهی مغرضانه به نظر میآیند.
    بازیگران خوب هستند و خوب هدایت شده اند. بخصوص خانم هدیه تهرانی. ایشان برخلاف ادعای آقای فراستی بازی فوقعالاده زیبایی در این فیلم از خود ارائه داده است. اینرا من به عنوان یک بازیگر با سابقه تئاتر میگویم.
    من مقیم ایران نیستم، اما همیشه سعی میکنم که رویدادهای هنری کشورم را تا آنجاییکه فرصت به من اجازه میدهد دنبال کنم. با نام آقای فراستی مدت زیادی نیست که آشنا شده ام وچندین نقدوبرسی ایشانرا در باره فیلمهاییکه دیده ام دنبال کرده ام که اغلب مایوس کننده بوده اند. چراکه انتقادهای ایشان به فیلمسازان و بازیگران به جز در مواردی معدود، اکثر اوقات بی اساس، دور از واقعیت، مغرضانه و نابودکننده میباشند.
    بی شک هر اثری ضعفهایی هم به همراه دارد، اینرا نمیتوان منکر شد. اما ملاک قرار دادن ضعفها و پایمال کردن ارزشهای واقعی یک اثر، بی انصافی و دشمنگرایی است. برای مثال انتقاد ایشان از نحوه نشان دادن باغهای نارنج که چرا نارنجها چیده و فروخته میشوند اما مقدار آنهاکم نمیشوند...؟؟
    مثال دوم انتقاد ایشان از فیلم *جدایی سیمین از نادر* که یک درام اجتماعی و خانوادگی را مطرح میکند، اما درِ اطاق حمام توجه آقای فراستی را جلب میکند که چرا طوری باز میشود، که میتوانست به پدر که پشت در است آسیب برساند!؟
    باید اعتراف کنم، که بعضی از این گردهمآیی هاو برنامه های ارزشیابی فیلمها در کانالهای مختلف تلوزیونی در ایران، گاهی اوقات بیشتر شبیه یک نمایش کمدی اما خشن میباشد. بخصوص اگر آقای فراستی در آنها شرکت داشته باشد. ایشان مانند یک گلادیاتور در میدان نبرد (آرِنا) حریفان خود را، که فیلمسازان و بازیگران هستند، یکی پس از دیگری به زمین میزند بعد نگاه به شست سِزار و تماشاچیان حاضر در استادیوم میکند که جهت معکوس را نشان میدهند. آنگاه شروع میکند بیرحمانه و سادیسم وار به سلاخی کردن.
    نکته دیگر بسیار جالب در این گفتگوها، مقایسه بعضی صحنه های یک فیلم با صحنه شبیه آن در یک فیلم دیگر میباشد. من تا بحال تجربه نکرده ام که این آقایان یک فیلم از آثار داخلی را به عنوال نمونه انتخاب کنند و مثال ببرند. ملاک آنها همیشه آثار وفیلمسازان وبازیگران خارجی هستند که در انسان این ضرب المثل تدایی میشود: که مرغ همسایه همیشه غاز است. گویا این آقایان از نوعی عقده خود کوچک بینی رنج میبرند.
    اصلاً چرا فقط آقایان در چنین گفتگوهایی شرکت دارند. ما بی شک بانوان صاحب نظر هم کم نداریم.