اولین گفتگو اختصاصی با سعید گانگستر تهرانی / فیلم بدون پوشش

۸۸۶ بازدید
منتشر شده در

این سارق خشن با نقشه قبلی و هماهنگی با برادرانش در زمان انتقال به بیمارستان امام خمینی پا به فرار گذاشت.
سعید 32 ساله که بارها بخاطر جرایم مختلف به زندان رفته پس از آزادی دوباره در تهران شروع به سرقت می‌کند که در آخرین سرقتش در زمان فرار از دست ماموران هدف گلوله قرار گرفته است.

سابقه داری؟

بخاطر مواد، درگیری و سرقت زندان رفتم.

اولین بار کی دستگیر شدی؟

23 سالم بود که خاطر درگیری دستگیر شدم.

درگیری سر چه موضوعی بود؟

اختلاف ملکی بود که درگیر شدیم.

آخرین بار کی زندان بودی؟

سال گذشته بود که از زندان آزاد شدم و 8 ماه آزاد بودم که در آخرین سرقت هدف گلوله پلیس قرار گرفتم.

در این 8 ماه دزدی می‌کردی؟

نه، چند بار دزدی کردم ولی بیشتر در شهر خودمان کار کشاورزی می‌کردم.

چطور هدف گلوله پلیس قرار گرفتی؟

در حال سرقت از یک خانه بودم که متوجه حضور ماموران شدم و به همین خاطر پا به فرار گذاشتیم که از سوی پلیس هدف 3 گلوله قرار گرفتم.

چطور به فکر فرار افتادی؟

مدتی که داخل زندان بودم بخاطر گلوله‌هایی که به سمتم شلیک شده بود احساس درد داشتم اما زیاد رسیدگی نمی‌کردند به همین خاطر به فکر فرار از زندان افتادم.

نقشه را چه کسی طراحی کرد؟

در این مدت که داخل زندان بودم، 3 بار به بیمارستان منتقل شدم اما برادرانم به کمکم نیامدند تا اینکه بار چهارم مرا از داخل بیمارستان فراری دادند.

چه زمان متوجه تصمیم برادرانت شدی؟

من روز قبل از فرار متوجه شدم که قرار است فردای آن روز به بیمارستان امام خمینی منتقل شوم به همین خاطر با تلفن به برادرم زنگ زدم و به آنها اعلام کردم که فردا به بیمارستان منتقل می‌شوم.

وقتی از اتوبوس پیاده شدی و به سمت بیمارستان حرکت می‌کردی می‌دانستی برادرانت به کمکت آمدند؟

هم منتظر بودم هم منتظر نبودم.

یعنی فکر نمی‌کردی بیایند؟

3 بار این اتفاق افتاده بود اما برادرانم نیامده بودند.

در زمان فرار چه اتفاقی افتاد؟

برادرم یونس بعد از باز کردن دستبندم، مرا روی دوش خودش انداخت و به سمت یک موتور که در بیرون بیمارستان بود حرکت کرد و پس از سوار شدن روی موتور مرا به سمت یک خودرو برده و پس از سوار شدن پا به فرار گذاشتیم.

ماموران پلیس آنجا نبودند؟

ماموران زیادی بودند اما هریک از آنها به بخش مربوط خودشان رفته بودند و و برادرم حمید نیز تیراندازی می‌کرد.

اطلاع داشتی قرار بود 5 روز بعد از بیمارستانت با قرار وثیقه آزاد شوی؟

آزاد نمی‌شدم.

چرا؟

چون از شهرستان نیابت قضایی زیاد داشتم و یک متهم فراری بودم و حکم نیز برایم صادر شده بود.

اگر به گذشته بازگردیم دوباره دزدی و خلاف می‌کنی؟

شاید.

یعنی از این شرایط راضی هستی؟

راضی نیستم، من 10 سال زندان بودم و شرایط دست به دست هم داد که من دست به این کارها بزنم و اگر به عقب بازگردم هم احتمالش هست که دوباره دست به این تبهکاری‌ها بزنم.

بعد از فرار کجا رفتی؟

به یک باغ در منطقه دماوند و در آنجا دستبند و پابندم را باز کردند و مستقیم به کوهدشت رفتیم.

ماجرای بزرگنمایی‌ات در اینستاگرام چیست؟

همه عکس می‌گذارند من هم عکس گذاشتم.

یعنی برای قدرت نمایی نبود؟

همه تو شهرستان ما مسلح هستند.

شنیدم شرارت زیادی داشتی و آدم معروفی برای خودت هستی؟

نمی‌دانم، شاید اینطور باشد.

اگر آزاد شوی دوباره این مسیر تبهکاری را انتخاب می‌کنی؟

نمی‌دانم، شاید.

چرا سرکار نمی‌روی؟

کار برای من زیاد است اما دیگر افتادیم و تو این کار و معلوم نیست تا کی دست از تبهکاری بردارم.

چرا بعد از فرار از ایران خارج نشدی؟

دوست داشتم داخل ایران باشم.

فکر می کردی دستگیر شوی؟

بله.

خوب چرا فرار کردی؟

گفتم میخواستم دکتر بروم و درمان شوم و اصلا فکری برای بعد از فرار نداشتم

بنا به این گزارش، متهم برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس علی ایزد موسی در اختیار ماموران اداره یکم پلیس آگاهی تهران قرار گرفته است

دیدگاه

تا کنون برای این ویدئو دیدگاهی نوشته نشده است.